تریپ همه چی آرومه مثلا!

هدفون جدیدم، "جوبی"، که آیناز معتقده واقعا اسم مزخرفی داره و ترجیح میده جودی صداش کنه و هردفعه با "اگه دیگه گذاشتم برش داری!" از سوی من مواجه میشه رو گوشام بود و مانع از ورود هرگونه صدای ترمز زدن و راه افتادن و بوق زدن ماشینا میشد. پِلی رو که زدم سینا حجازی شروع کرد به خوندن. خیلی وقت بود منتظر یه چیز جدید بودم و ببینین! چی میتونه از این جدیدتر باشه؟ آلبوم سینا حجازی! وقتی با اون صداش که به قول بچه ها وقتی میخونه انگار داره میخنده. وقتی میگه " گریه نمی کنم ولی هوا بارونیه، به غصه میخندم حالا این یه هارمونیه" یا وقتی میگه " دِدِدِ دِرفیق دِ نشد، دِدِدِ دِرفیق دِ بخند، بیا باهم آواز بخونیم بالاتو وا کن و چشماتو ببند" دنیا بهتر میشه. یه جورایی راحت تر میشه خندید. راحت تر میشه فکر کرد. راحت تر میشه  آبنبات چوبی رو بندازی گوشه ی لپت و دست رفیقتو بکشی و ببری پرواز کنی باهاش. بعد لبه ی جدول راه بری و اون بگه "همین؟" ولی بعدش خودش راه بیوفته از روبرو پرواز کنه و بخوره بهت و بشه یه پرواز ناموفق! :D

 

من واقعا داره بهم خوش میگذره. آهنگای خوب، فیلمای خوب و یه عالمه بیکاری به مدت یک هفته! یه چیزایی کم هست این وسط مسطا ولی هیچ وقت نمی تونم منتظر باشم تا همه چی رو باهم داشته باشم و بعد خوشحال باشم. ویولن زدنم داره روز به روز بهتر میشه و everything is very good و اینا! :D

 

درختا، درختا، درختا و همانا درختا!